یاران زمینی و آسمانی امام مهدی(ع)

قيام گسترده و همه جانبه امام مهدى(ع)

نياز به ياوران فراوان در همه سطوح و با توانايى هاى گوناگون دارد. احاديث متعدّدى به تنوّع اين ياران اشاره كرده و افزون بر ياران زمينى، پيامبران و اوصيا و ياوران آسمانى ايشان را نيز بر شمرده اند كه مى توان آنها را در دسته بندى زير گنجاند.

14-4-1392-IMAGE635086218119100205

۱. پيامبران و برخى ياران ايشان

از ميان پيامبران، به وجود عيسى(ع) در ميان ياران اصلى و نخستينِ امام مهدى(ع) و در مرحله شكل گيرى قيام، تصريح [۲] و به شركت اسماعيل صادق الوعد و نُه فرزند ابراهيم(ع) اشاره شده است؛[۳] امّا به حضور پيامبر ديگرى در اين مرحله تصريح نشده است.

گفتنى است با توجّه به حضور امير مؤمنان در قيام و يارى شدن ايشان از سوى همه پيامبران،[۴] شايد بتوان شركت و همراهى پيامبران را در مراحل آغازين قيام نيز ادّعا نمود. احاديث رجعت [۵] نيز بازگشت بسيارى از نيكان را نويد مى دهند. ممكن است پيامبران و نيز پيامبر خاتم(ص) ، تنها پس از قيام و حاكميت امام مهدى (ع)و در روزگار تشكيل دولت جهانى اسلام، رجعت كنند.

همچنين شركت برخى اوصياى الهى در جريان قيام، مانند امير مؤمنان(ع)، امام حسين(ع)و يوشع (وصىّ موسى(ع))، در برخى احاديث، ذكر شده است.

افزون بر اين، امام مهدى(ع) افرادى ديگر را از ميان ياوران پيامبران، با خود همراه مى كند و برخى از ايشان را به فرماندهى ياران و حكومت سرزمين هاى آزادشده مى گمارد. از اين ميان مى توان به پانزده تن از قوم موسى(ع) مانند مؤمن خاندان فرعون، و نيز اصحاب كهف و از ميان اصحاب پيامبر خاتم، به سلمان، ابو دجانه انصارى و مقداد اشاره كرد.[۶]

گفتنى است كه براى همه مؤمنان كامل و راستين، امكان رجعت به اين دنيا براى يارى دادن به امام مهدى(ع) وجود دارد و ذكر نام كسانى مانند مفضّل بن عمر،[۷]داوود رقّى [۸] و يا عبد اللَّه بن شريك عامرى [۹] بر فرض صحّت سندشان، از باب ذكر نمونه است.

۲. فرشتگان

فرشتگان نيز به يارى امام مهدى(ع) مى آيند و خداوند، همچون جنگ بدر، سپاه او را با دسته هاى چندصد و چندهزار نفرى از فرشتگان تقويت مى كند. برخى از آنان همراه نوح و ابراهيم خليل و عيسى(ع) بوده اند و بخش عظيمى نيز همان فرشتگان مسوّمين و مردفين در نبرد بدر هستند. افزون بر اينها، فرشتگانى كه به قصد يارى امام حسين (ع)فرود آمدند و پس از شهادت ايشان بر فراز مرقدش ماندگار شده اند و نيز فرشتگان كرّوبى و مقرّب،[۱۰] در خيل فرشتگان به يارى امام(ع) مى آيند. تعداد فرشتگانِ به يارى آمده، در بيشتر احاديث، سيزده هزار و سيصد و سيزده نفر ذكر شده است [۱۱] و تنها در يك نقل نه چندان معتبر، تعداد آنها چهل و شش هزار، نقل شده است[۱۲] كه شايد ناظر به حالت هاى مختلف و كم و زياد شدن نياز زمينيان به يارى مستقيم آسمانيان باشد. اين نقل، تعداد جنّيان همراه امام مهدى(ع) را نيز همين تعداد مى داند.

گفتنى است كه فرشتگان بزرگ الهى يعنى جبرئيل، در سمت راست امام(ع) و ميكائيل در سمت چپ و اسرافيل در جلوى امام(ع) ، ايشان را پشتيبانى مى كنند.[۱۳]

۳. اهالى مشرق زمين

چند حديث، گروهى از مشرق را از ياران امام مهدى(ع) دانسته اند.[۱۴]مى توان بر اساس روايت علاء بن عتبه [۱۵] و برخى احاديث ديگر اين دسته، ياران امام زمان(ع) را همان خراسانيان دانست كه در عنوان بعدى مى آيند. گفتنى است كه تلقّى كهن از مشرق زمين، نيمه شرقى ايران بزرگ بوده كه از نظر جغرافيايى، بسى گسترده تر از خراسان امروزى است.[۱۶]

۴. خراسانيان

چند حديث نيز به خروج پرچم هايى از خراسان اشاره دارند. هدف اين افراد، يارى رساندن به امام مهدى (ع)به سركردگى افرادى مانند شعيب بن صالح و رويارويى با دشمنان امام مهدى(ع) مانند سفيانى است. اينان، سفيانى را در استخر (شهرى از استان فارس در جنوب ايران) شكست مى دهند. پيامبر خدا (ص) به پيوستن به آنها فرمان داده [۱۷] و امام صادق(ع) اين سپاه را «اصحاب قائم» خوانده است. [۱۸]گفتنى است كه اين سپاه بر سپاه ابو مسلم خراسانى – كه در ابتداى قرن دوم هجرى به نفع عبّاسيان از خراسان برخاست – ، قابل تطبيق نيست؛ زيرا آنها به «سياه جامگان» معروف بودند و در جايى به نام استخر با كسى به نام سفيانى نجنگيدند.

۵. قميان

قم، از معدود شهرهايى است كه اهل بيت (ع) آنها را ستوده و مردمش را ياران قائم (ع)و دعوتگران به سوى حقّشان دانسته اند. اهل بيت (ع) قم را مقدّس و اهل آن را در راه يارى امام مهدى (ع)پابرجا و استوار خوانده اند.[۱۹]

۶. شمارى از مردم طالقان

چند حديث، مردمانى از طالقان را جزو ياران دلاور و سواران تيزتك امام مهدى(ع) دانسته و اين اشخاص را «كنوز اللَّه (گنج هاى الهى)» و «زبر الحديد (مردانى با دل هايى استوار مانند پاره هاى آهن)» خوانده اند. از آن جا كه طالقان نام چند موضع جغرافيايى است،[۲۰]اين پرسش رخ مى نمايد كه: مقصود از آن كدام مكان است؟ ما ابتدا مواضعى را كه در كتاب هاى تاريخ و جغرافيا و برخى فرهنگ نامه ها، «طالقان» ناميده شده اند، مشخّص مى كنيم و سپس در تعيين يكى از آنها مى كوشيم.

الف – طالقان ها

۱. طالقان در شمال غربى تهران در ايران

طالقان، نام منطقه اى كوهستانى و وسيع با روستاهاى متعدّد است. اين منطقه در كوه پايه هاى جنوبى رشته كوه البرز و در حدود صد كيلومترى شمال غربى تهران، پايتخت كنونى ايران، گسترده شده است . اين منطقه، از شمال به ديلمان و غرب استان مازندران (مقابل رامسر)، از جنوب به هشترود و از غرب و جنوب غربى به قزوين و از شرق به كرج محدود مى شود. افراد بزرگى مانند صاحب بن عبّاد، دانشمند و وزير آل بويه، را به آن جا منسوب داشته اند.

۲. طالقان در استان گيلان در ايران

طالقان، نام دهى در كوه پايه هاى شمالى رشته كوه البرز، در جنوب شرقى شهر فومن و شفت از شهرهاى استان گيلان در شمال ايران و منطقه اى آباد و سرسبز و جنگلى است. از آرامگاهى منسوب به امام زاده ابراهيم برادر امام رضا (ع)نيز در اين منطقه نام برده شده است.[۲۱]

۳. طالقان در افغانستان

طالقان، شهرى بزرگ و آباد و مركز استان تخار در شمال شرقى افغانستان كنونى و نزديك تاجيكستان است . اين شهر در فاصله زيادى از شمال كابل (پايتخت افغانستان) و ميان قندوز در غرب و جلال آباد در شرق قرار دارد . اين شهرها در گذشته جزو مناطق خراسان بزرگ به شمار مى آمده اند. طالقان خراسان نيز بزرگانى را پرورش داده كه نام هايشان در كتاب هاى تاريخ و جغرافيا آمده است.[۲۲]

ب – تعيين «طالقان» مورد نظر

با توجّه به اين كه طالقان از توابع فومن از نظر جغرافيايى در كوه پايه هاى شمالى رشته كوه البرز و طالقان ميان قزوين و كرج در كوه پايه هاى جنوبى همان رشته كوه و با طول جغرافيايى بسيار نزديك هم قرار دارند، مى توان اين دو جا را يك منطقه دانست و ده طالقان را دروازه ورودى منطقه اصلى طالقان از سمت شمال و گيلان دانست.

افزون بر اين، برخى احاديث باب، تعداد افرادى را كه از طالقان برخاسته اند، بيست و چهار نفر و از سرداران جنگى و مردانى بزرگ خوانده اند.[۲۳] كنار هم نشاندن اين دو صفت، احتمال مقصود بودنِ ده طالقان در نزديكى فومن را دست كم تا دوره معاصر تضعيف مى كند؛ زيرا به گونه متعارف، پيدايش اين تعداد سردار جنگى در يك منطقه كوچك، بسى كمتر از احمال پيدايش آن در يك منطقه بزرگ و يا شهرى پرجمعيت است كه پرورش انسان هاى بزرگى را نيز در سابقه خود دارد.

پس از كنار نهادن اين احتمال و براى تعيين يكى از دو طالقان ايران و افغانستان، نياز به قرينه هايى در متن احاديث داريم كه تنها در دو حديث اين باب موجودند. در يك حديث، خروج جوان حسنى را از ديلمان مى داند كه چون ندا بر مى آورد: «يا آلَ مُحَمَّدٍ ! أجيبُوا المَلهوفَ وَ المُنادِىَ مِن حَولِ الضَّريحِ؛[۲۴] اى خاندان محمّد! به ستم ديده اى كه از گرد ضريح [۲۵]، ندا بر آورده است ، پاسخ دهيد» ، كنوز الهى در طالقان به سركردگى مردى از قبيله تميم به نام شعيب بن صالح، به او پاسخ مى دهند.

حال با توجّه به اين كه ديلم يا ديلمان در رشته كوه البرز و ميان قزوين و گيلان قرار دارد، شايد بتوان اين حديث را شاهدى بر نفى طالقان افغانستان دانست؛ امّا بايد توجّه داشت كه برخى احاديث، خاستگاه حركت شعيب بن صالح را سمرقند در خراسان دانسته اند.[۲۶]همچنين در حديث بعدى باب – كه منقول از كتاب الملاحم و الفتن [۲۷] است – ، به صراحت، بيست و چهار تن يار برخاسته از طالقان را همانهايى مى داند كه پيامبر (ص) آنها را خراسانى خوانده است و اين معنا بيشتر بر طالقان افغانستان صدق مى كند كه از شهرهاى مشهور خراسان قديم بوده است.

افزون بر اين، دو حديثى كه اوطان ياران امام مهدى(ع) و شمار افراد برخاسته از آن جاها را ذكر مى كنند، طالقان را در ميان مناطق خراسان ذكر كرده اند. در يك حديث، آن را بلافاصله پس از سمرقند[۲۸] و در نقلى ديگر،[۲۹] آن را پس از ذكر فارياب و سيستان و پيش از جبال غور (كوهستان ميان هرات و غزنه در افغانستان) ياد كرده اند كه بدين گونه احتمال طالقان افغانستان بيشتر تقويت مى شود.

گفتنى است كه احاديث مورد استناد، همگى از نظر سندى، دچار ضعف و به طور تقريبى در يك سطح از اعتبارند. از اين رو نمى توان با بهره گيرى از دانش رجال، روايتى را به طور مطلق معتبر دانست و يا كنار نهاد و تعارض را حل كرد و حكم قطعى صادر نمود.

5+


ادامه مطلب
مطالب مشابه
دیدگاه ها

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتار کمک بگیرید


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.